تبلیغات
دوبله صداگذاری و میکس - انتظار
یکشنبه 29 فروردین 1389

انتظار

   نوشته شده توسط: زهره نصیری    

ساعتها در پس پنجره انتظار نشستم

صدای تیک تاک ثانیه ها امانم را بریده بود

چشم در نگاه خیس باد به استقبال باران رفتم

آه ببار باران  ببار و دلم را شکوفه باران کن

شاید این انتظار مرا به جنون کشاند

 من درگیر یک احساس عجیب به انتظار چشمهای پر التهابت نشستم

به کوچه نگاهی انداختم  اما جز سیاهی چیزی نصیب چشمانم نشد

آه ببار باران  ببار و دلم را شکوفه باران کن

شاید این انتظار مرا به جنون کشاند !


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر